حوصله من هم

در این سرمای برف و بوران

انگار یخ زده

نمکی نمی توانم بر روی آن بپاشم

چون می گویند شورَش را در آوردی

اگر شن هم روی آن بپاشم

حوصله ام گِلی می شود

پس صبر می کنم یخ آن باز شود

و کاری از من بر نمی آید